|
من با دلم عهد بسته ام . . . به چشمانم وعده داده ام . . . با خیال خسته ام پیمان بسته ام . . . " ندا " + سیاه شده درجمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 14:6 توسط |
گاهی که رنگ چشمان تو را گم می کنم "نیوشا" + سیاه شده دردوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 14:33 توسط |
دلم می سوزد به حال اولین شاعر جهان ! و رنجی که کشید آن هنگام که حس کرد باید تمام احساسش را از تماشای اولین غروب خورشید در کلمات جای دهد . . . " ندا " + سیاه شده درجمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 15:48 توسط |
گلدسته ها را بالاتر نبرید ! "نیوشا" + سیاه شده دریکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 22:26 توسط |
کاش بدانم به کدامین گناه این فاصله ها دلم را محکوم کردند ! محکوم . . . به یک نفس عمیق در هوای بی تو ماندن . . . پ.ن : نگران نباش ! دلم به این هوا عادت دارد . " ندا " + سیاه شده درپنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 22:59 توسط |
مادربزرگ پ.ن:بوی پدربزرگ می آمد ... چه آرام خوابیده بودی فرشته ی مهربانم! دیگر دردی نداشتی ... خدا رحمتت کند ... "نیوشا" + سیاه شده دردوشنبه دهم اردیبهشت 1386 22:45 توسط
" ندا " + سیاه شده دردوشنبه سوم اردیبهشت 1386 14:37 توسط |
|
| ||||||