تبليغاتX
سیاه و سپید

سیاه و سپید

 

برای حسین پناهی در سالروز رفتنش . . .
برای او که . . .

زندگی را دوست داشت. حیرانش بود که مهلت پرسیدن به او نمی داد، ولی ...
از زندگی دوباره می ترسید!
دین را دوست داشت. رودرروی علف های روییده بر دیوار کلیسا گناهانش را اعتراف می کرد، ولی ...
از کشیش ها می ترسید!
عشق را دوست داشت در دست فشرده کتاب هندسه، ولی ...
از زن ها می ترسید!
کودکان را دوست داشت. در عالم خواب پی رویا می گشت تا بل بازگرداندش به کودکی، ولی ....
از آیینه می ترسید!
روز را دوست داشت که در سفیدی چشمانش بود، ولی ...
از روزگار می ترسید!

او می ترسید و بود ، اما در مردادی که می گفت "گور عشق گل خون رنگ دل ما بوده ست" نترسید و رفت . . .

پ.ن۱: هیچ وقت کنکاش توی دنیای شخصی آدم ها رو دوست نداشتم ، اما دنیای "پناهی" اونقدر دوست داشتنی بود که پناهی شد برای لحظاتی که توی دنیای خودم هم جایی برای خودم نبود ... دنیایی شد تا گه گاه "دو استکان چای داغ را چشم در چشم خدا نوش کنیم"!

پ.ن۲: مزار حسین پناهی در قبرستان سوق 

                                                                                       ن.د.ا

+ سیاه شده درچهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 10:54 توسط |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

خالی بود...
خالی خالی
و هبوطش را بر پرده ی سپید
با جامگان سیاه
رخ می نمود...


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385


نویسندگان


ندا
نیوشا


پیوندها

حسين پناهي
مطرود(غریبه)
رانیتیدین
گل پسر
پاگرد
بانو ژسلین
درتی پرتی تینگز
مهر و ماه
بارستین
نیمه ی خالی لیوان
طعم گس خرمالو
اينجا ميتونه يه خونه باشه
اُسکلیسم
تخته سياه
قصه های عامه پسند
ستاره مشرق زمین
عادت می کنیم
دست نوشته هاي يك بيمار رواني
نقطۀ پایان
کرم دندون
این چند نفر
خط خطی های یک نقاش
Coffee Cigarette
كنج خيال
جايي براي ضدحال
رونوشت بدون اصل
كافه سياه و سفيد
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin