|
برای حسین پناهی در سالروز رفتنش . . . زندگی را دوست داشت. حیرانش بود که مهلت پرسیدن به او نمی داد، ولی ... او می ترسید و بود ، اما در مردادی که می گفت "گور عشق گل خون رنگ دل ما بوده ست" نترسید و رفت . . . پ.ن۱: هیچ وقت کنکاش توی دنیای شخصی آدم ها رو دوست نداشتم ، اما دنیای "پناهی" اونقدر دوست داشتنی بود که پناهی شد برای لحظاتی که توی دنیای خودم هم جایی برای خودم نبود ... دنیایی شد تا گه گاه "دو استکان چای داغ را چشم در چشم خدا نوش کنیم"! پ.ن۲: مزار حسین پناهی در قبرستان سوق ن.د.ا + سیاه شده درچهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 10:54 توسط |
|
| ||||||